پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵

اگرچه از رخ خود چشم بسته یی ما را

نهان ز چشمی و در دل نشسته یی ما را

ز جعد زلف تو هر موی ماست زنجیری

چرا درین همه زنجیر بسته یی ما را

تو را که طاقت آهی ز خوی نازک نیست

چرا به سنگ ستم دل شکسته یی ما را

زما به خشم مرو ای طبیب خسته دلان

بیا که مرهم دلهای خسته یی ما را

مگو که در دل اهلی خیال غیر گذشت

که لوح خاطر ازین حرف شسته یی ما را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷چون شمع اگرچه آنمه مهرش گداخت ما را
  2. شمارهٔ ۶۸پیش از آن کین گرد هستی سر زند از خاک ما
  3. شمارهٔ ۶۹در گریبان ریز ساغر زاهد سالوس را
  4. شمارهٔ ۷۰زشت است کان نکورو از حد برد جفا را
  5. شمارهٔ ۷۱چون تو گویی سخن‌، این دلشده را گوش کجا
  6. شمارهٔ ۷۲نقشبندی که کسان عاشق و مستند او را
  7. شمارهٔ ۷۳نیست آن در که ز گوش آمده تا دوش ترا
  8. شمارهٔ ۷۴باز چون شمع سحر رشته جان سوخت مرا
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.