پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۸

پیش از آن کین گرد هستی سر زند از خاک ما

با رخ خوبت نظر می‌باخت چشم پاک ما

دیگران از داغت ای گل همچو سرو آزاده‌اند

برق رخسارت نسوزد جز خس و خاشاک ما

آتش سوزنده‌ای ای شمع و ما پروانه‌ایم

گرد آتش کس نگردد جز دل بی‌باک ما

غیر شمع از اهل مجلس کس دلش بر ما نسوخت

در دل خوبان نگیرد آه آتشناک ما

جان بیماران دل را جز اجل چاره نبود

گر اجل بر دیگران زهرست شد تریاک ما

در گلستان جهان زان روی خاک ره شدیم

تا به یاد لاله‌رویان گل دمد از خاک ما

غم مخور اهلی ز چاک سینه کز اقبال عشق

یوسف جان سر زند آخر ز جیب چاک ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰زشت است کان نکورو از حد برد جفا را
  2. شمارهٔ ۷۱چون تو گویی سخن‌، این دلشده را گوش کجا
  3. شمارهٔ ۷۲نقشبندی که کسان عاشق و مستند او را
  4. شمارهٔ ۷۳نیست آن در که ز گوش آمده تا دوش ترا
  5. شمارهٔ ۷۴باز چون شمع سحر رشته جان سوخت مرا
  6. شمارهٔ ۷۵ز فتراک‌ِ سوارِ من ، چه معراجی است آهو را
  7. شمارهٔ ۷۶چون به زنجیر محبت بسته یی پای مرا
  8. شمارهٔ ۷۷چه عقل و دانش و هوشیست بر کمال مرا
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.