پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷

چون شمع اگرچه آنمه مهرش گداخت ما را

برق چراغ حسنش جان تازه ساخت ما را

ما را ز در سگ او گر راند ازو نرنجیم

ما قلب نارواییم او هم شناخت ما را

در کوی عشقبازی داویست هر دو عالم

چشم فضول ننشست تا در نباخت ما را

از شوق نعل اسبش سر خاک راه کردیم

وان مه ز ناز توسن بر سر نتاخت ما را

اکسیر عشق اهلی زر می کند مسیحا

در کوره محبت زانرو گداخت ما را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹در گریبان ریز ساغر زاهد سالوس را
  2. شمارهٔ ۷۰زشت است کان نکورو از حد برد جفا را
  3. شمارهٔ ۷۱چون تو گویی سخن‌، این دلشده را گوش کجا
  4. شمارهٔ ۷۲نقشبندی که کسان عاشق و مستند او را
  5. شمارهٔ ۷۳نیست آن در که ز گوش آمده تا دوش ترا
  6. شمارهٔ ۷۴باز چون شمع سحر رشته جان سوخت مرا
  7. شمارهٔ ۷۵ز فتراک‌ِ سوارِ من ، چه معراجی است آهو را
  8. شمارهٔ ۷۶چون به زنجیر محبت بسته یی پای مرا
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.