پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۳

نیست آن در که ز گوش آمده تا دوش ترا

می چکد آب لطافت زبنا گوش ترا

یک نگاه از رخ زیبات مرا هست طمع

دین ترا عقل ترا صبر ترا هوش ترا

آه من سوخت جهانی تو عجب سنگدلی

که نیارد نفس سوخته درجوش ترا

گرنه در خون دل خود شوی آغشته چو صید

کی سک یار کند دست در آغوش ترا

یار آنگاه کند با تو سخن از سر لطف

که ببیند ز حدیث همه خاموش ترا

گر براند زرهی از ره دیگر باز آی

که بیک ره نکند یار فراموش ترا

خرقه پوشان همه از رشک تو اهلی سوزند

که مریدند جوانان قبا پوش ترا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵ز فتراک‌ِ سوارِ من ، چه معراجی است آهو را
  2. شمارهٔ ۷۶چون به زنجیر محبت بسته یی پای مرا
  3. شمارهٔ ۷۷چه عقل و دانش و هوشیست بر کمال مرا
  4. شمارهٔ ۷۸بود که گریه بشوید خط گناه مرا
  5. شمارهٔ ۷۹گر شبی بردارد آن شمع از مه عارض نقاب
  6. شمارهٔ ۸۰یامن ناصبور را سوی خود از وفا طلب
  7. شمارهٔ ۸۱پای‌بوس آن بت سنگین‌دل یاقوت‌لب
  8. شمارهٔ ۸۲کرد بیدارم ز خواب بیخودی آن آفتاب
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.