پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۶

چون به زنجیر محبت بسته یی پای مرا

عفو باید کردنت دیوانگی های مرا

من بسر گر میروم جرمی ندارم زانکه تو

هر دم آتش می فروزی دیگ سودای مرا

از من دیوانه گر نیک و بدی دیدی مرنج

رو مده در خاطر خود زشت و زیبای مرا

این قدر بینایی من بس که جز خاک درت

در نظر چیزی نیاید چشم بینای مرا

ظاهر و پنهان چه پوشم چون تو می بینی عیان

داغ پنهان درون و اشک پیدای مرا

بر من مجنون چه حاجت زخم تیرت ای پری

بهر من تیرست و نشتر خار صحرای مرا

ز آستانت همچو اهلی کی کنم پهلو تهی

هم مگر روزی اجل خالی کند جای مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸بود که گریه بشوید خط گناه مرا
  2. شمارهٔ ۷۹گر شبی بردارد آن شمع از مه عارض نقاب
  3. شمارهٔ ۸۰یامن ناصبور را سوی خود از وفا طلب
  4. شمارهٔ ۸۱پای‌بوس آن بت سنگین‌دل یاقوت‌لب
  5. شمارهٔ ۸۲کرد بیدارم ز خواب بیخودی آن آفتاب
  6. شمارهٔ ۸۳از جوش گریه دارم پیشت خروش امشب
  7. شمارهٔ ۸۴سخن چه حاجت اگر دل مقابل افتادست
  8. شمارهٔ ۸۵گر ساقی بدمست به خشم از بر ما رفت
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.