پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۵

گر ساقی بدمست به خشم از بر ما رفت

بدمستی و دیوانگی از ما به کجا رفت

دیوانه از اینیم که آن شوخ پری‌وش

چشمی سوی ما کرد که عقل از سر ما رفت

هر غمزه که زد چشم خوشت صید دلی کرد

یک بار ندیدیم که این تیر خطا رفت

خورشید رخا، گرم چه رانی که چو ذره

سرهای عزیزان همه بر باد هوا رفت

پرگالهٔ دل رفت شب از گریه به رویم

بر روی من از گریه چه گویم که چه‌ها رفت

سر خاک ره باد صبا باد که کردم

در کوی تو از همرهی باد صبا رفت

تا کوی عدم هیچ کسش دست نگیرد

اهلی که به سیل ستمش پای ز جا رفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۷گر کعبه نشین بامن مستش سر ناز است
  2. شمارهٔ ۸۸بس که دل پر آتشم بهر تو آه کرده است
  3. شمارهٔ ۸۹گشاد صد دل از آن غنچه شکر خند است
  4. شمارهٔ ۹۰من و مجنون دو اسیریم که غم شادی ماست
  5. شمارهٔ ۹۱چهره از تیغ تو پر خون دردم کشتن خوش است
  6. شمارهٔ ۹۲هرگز هوس سایه‌ام از فر هما نیست
  7. شمارهٔ ۹۳اگر چه ساقی جان می نهاد در دستت
  8. شمارهٔ ۹۴به قتلم اینهمه خشم و عتاب حاجت نیست
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.