پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۲

هرگز هوس سایه‌ام از فر هما نیست

عاشق که بود سایه‌نشین مردِ بلا نیست

کس را نبود این غم جان‌سوز که ماراست

وین غم همه زان است که کس را غم ما نیست

دارد دل ما از تو تمنای نگاهی

محروم مگردان دل ما را که روا نیست

در بادیهٔ کعبهٔ مقصود خطرهاست

کس را سر آن ره بجز این بی سر و پا نیست

زین غم به کجا از پی آرام گریزم

آرام کجا هست و غم عشق کجا نیست

جز من سر هر کس که بود بست به فتراک

آن عربده‌جو را سرِ این خسته چرا نیست

ای مرغ چمن چند تو در وصل بنالی

بر نعمت دیدار چرا شُکر خدا نیست

اهلی به سوی دار نهد سر نه به محراب

محراب شهیدان بجز از دار فنا نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۴به قتلم اینهمه خشم و عتاب حاجت نیست
  2. شمارهٔ ۹۵مست می و ساقیم تا نفسی باقی است
  3. شمارهٔ ۹۶عقده زلف تو سر رشته تقدیر من است
  4. شمارهٔ ۹۷ای که چون چشم خوشت نرگس مخموری نیست
  5. شمارهٔ ۹۸بی اختیار ماست که دل بیقرار ازوست
  6. شمارهٔ ۹۹در عهد تو آسوده کس از داغ ستم نیست
  7. شمارهٔ ۱۰۰به عهد یوسف من کز فرشته افزون است
  8. شمارهٔ ۱۰۱نور دو چشم کز برم بریده رفته است
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.