پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۷

ای که چون چشم خوشت نرگس مخموری نیست

در گلستان جهان به ز تو منظوری نیست

نقش روی تو چو بر تخته کشد شاگردی

تخته گر بر سر استاد زند دوری نیست

صحبت آراسته شد شمع رخ ساقی کو

زان که در صحبت ما بی‌رخ او نوری نیست

پیش ما غنچه مستور و گل مست یکی‌ست

نزد صاحب‌نظران مستی و مستوری نیست

عاشقان از می وصلت همه مستند مدام

به جز از اهلی دل‌سوخته مخموری نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۹در عهد تو آسوده کس از داغ ستم نیست
  2. شمارهٔ ۱۰۰به عهد یوسف من کز فرشته افزون است
  3. شمارهٔ ۱۰۱نور دو چشم کز برم بریده رفته است
  4. شمارهٔ ۱۰۲چو سوختم از عشق و شستم از جان دست
  5. شمارهٔ ۱۰۳شادم اگرچه خاطرم اندوهگین ازوست
  6. شمارهٔ ۱۰۴گویم سیاه بختی ام از دود آه کیست
  7. شمارهٔ ۱۰۵گرچه حسن همه کس آفت اهل نظرست
  8. شمارهٔ ۱۰۶نیازمند ترا رسم خود پسندی نیست
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.