پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۹

در عهد تو آسوده کس از داغ ستم نیست

گر سنگ سیاه است که بی آتش غم نیست

خاک قدمت هرکه شود بگذرد از عرش

ای خاک بر آن سر که ترا خاک قدم نیست

آزار دل ما مکن ای گل که حرام است

مرغ دل عاشق کم از صید حرم نیست

هر چند که جور تو ز اندیشه زیادست

تا بیش بود مهر من از جور تو کم نیست

نشکفت دل ما زنسیم کرم کس

افسوس که در باغ جهان بوی کرم نیست

خوشباش اگر درد و ملالی رسد از دوست

در جام جهان صاف سلامت همه دم نیست

اهلی مزن از همدمی ماه‌وشان لاف

کایشان نکنند این کرم و شان تو هم نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۱نور دو چشم کز برم بریده رفته است
  2. شمارهٔ ۱۰۲چو سوختم از عشق و شستم از جان دست
  3. شمارهٔ ۱۰۳شادم اگرچه خاطرم اندوهگین ازوست
  4. شمارهٔ ۱۰۴گویم سیاه بختی ام از دود آه کیست
  5. شمارهٔ ۱۰۵گرچه حسن همه کس آفت اهل نظرست
  6. شمارهٔ ۱۰۶نیازمند ترا رسم خود پسندی نیست
  7. شمارهٔ ۱۰۷باز از سر زلف دل آشفته خبر یافت
  8. شمارهٔ ۱۰۸بسکه به دل می زنم سنگ که دلدار رفت
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.