پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۰

به عهد یوسف من کز فرشته افزون است

کسی حکایت لیلی کند که مجنون است

اگر چه جام جمی آه از آن دل نازک

که تا نفس زده ام خاطرت دگرگون است

سگ تو واقف بیمار دل ز بیداری است

تو مست خواب چه دانی که حال ما چون است

چو غنچه سینه ریشم به بین و حال مپرس

که شرح زخم درونم ز وصف بیرون است

نواله ستمت قسمت از ازل داریم

نصیبه ازل است این ستم نه اکنون است

زرطل عشق گدا شاه اگر شود چه عجب

که ظل عشق عجب سایه همایون است

چو شیشه گریه تلخی که می کنی اهلی

هزار کاسه چشم از غم تو پر خون است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۲چو سوختم از عشق و شستم از جان دست
  2. شمارهٔ ۱۰۳شادم اگرچه خاطرم اندوهگین ازوست
  3. شمارهٔ ۱۰۴گویم سیاه بختی ام از دود آه کیست
  4. شمارهٔ ۱۰۵گرچه حسن همه کس آفت اهل نظرست
  5. شمارهٔ ۱۰۶نیازمند ترا رسم خود پسندی نیست
  6. شمارهٔ ۱۰۷باز از سر زلف دل آشفته خبر یافت
  7. شمارهٔ ۱۰۸بسکه به دل می زنم سنگ که دلدار رفت
  8. شمارهٔ ۱۰۹تاخریدار تو شد گل آبرو صدجا فروخت
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.