پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۹

تاخریدار تو شد گل آبرو صدجا فروخت

هرکه یوسف میخرد نتاوند استغنا فروخت

بهر آن ترسا پسر گر جان فروشم عیب نیست

پیر ما دنیا و دین در خانه ترسا فروخت

بنده خوبان ز ناز هر دو کون آزاده است

هرکه عاقل بود در کوی بتان خود را فروخت

دیدمش دیشب که در کوی مغان می میخرید

آنکه زهد و پارسایی پیش ما صدجا فروخت

نقد عیش از کف مده اهلی که جنت نسیه است

از پی آن نسیه نتاون عیش خود نقدافروخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۱گمره عشقم و نبود به من مست گرفت
  2. شمارهٔ ۱۱۲وقت طرب ایام گل و موسم کشت است
  3. شمارهٔ ۱۱۳جز از وصال تو با کس سر وصولم نیست
  4. شمارهٔ ۱۱۴من سری دارم که بر خاک ره از جولان اوست
  5. شمارهٔ ۱۱۵لوح خاک ما به خون نقش از دل صد چاک ماست
  6. شمارهٔ ۱۱۶شمعی که گرم خشم تر از برق لامع است
  7. شمارهٔ ۱۱۷در بت پرستی قبله ام چون آن بت روحانی است
  8. شمارهٔ ۱۱۸آن شوخ سوارست و سوی ما گذرش نیست
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.