پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۰

عاشق مجنونم و صحرای غم جای من است

گر بمیرم دورازو کس را چه پروای من است

سوختن در آفتاب غم نه کار هر کس است

سایه من داند این محنت که همپای من است

با در و دیوار در جنگم ز مستیهای عشق

هر کجا بانگی برآید شور و غوغای من است

هر نفس نقش غلط از عشوه در کارم کند

این نه جرم اوست عیب سادگیهای من است

تلخی غم همچو اهلی بر دلم شیرین بود

آنچه پیش دیگران زهر است حلوای من است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۲وقت طرب ایام گل و موسم کشت است
  2. شمارهٔ ۱۱۳جز از وصال تو با کس سر وصولم نیست
  3. شمارهٔ ۱۱۴من سری دارم که بر خاک ره از جولان اوست
  4. شمارهٔ ۱۱۵لوح خاک ما به خون نقش از دل صد چاک ماست
  5. شمارهٔ ۱۱۶شمعی که گرم خشم تر از برق لامع است
  6. شمارهٔ ۱۱۷در بت پرستی قبله ام چون آن بت روحانی است
  7. شمارهٔ ۱۱۸آن شوخ سوارست و سوی ما گذرش نیست
  8. شمارهٔ ۱۱۹بر صید حرم تیغ مزن زانکه حرام است
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.