پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۷

در بت پرستی قبله ام چون آن بت روحانی است

در سجده شکر حقم کاین دولتم ارزانی است

دلدار اگر جوری کند از غایت یاری بود

جور بتان بر عاشقان دلداری پنهانی است

من بی رخ روحانیش در ظلمت غم چون زیم

جایی که روز روشنم بی او شب ظلمانی است

لب بسته شد هرکس که او دانا شد از علم نظر

غوغای بحث مدعی از غایت نادانی است

از ملک عالم در گذر آباد کن دل را به عشق

کاین ملکش از روز ازل بنیاد بر ویرانی است

اهلی براه وصف او تا می توانی پامنه

صد سال اگر این ره روی آخر قدم ویرانی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۹بر صید حرم تیغ مزن زانکه حرام است
  2. شمارهٔ ۱۲۰تا نقش نعل اسبت محراب اهل دین است
  3. شمارهٔ ۱۲۱دل اهل نظر از نرگس شهلا با تست
  4. شمارهٔ ۱۲۲تا ابد عاشق حسن توام از روز الست
  5. شمارهٔ ۱۲۳حسنت نمک آمیز و لبت نیز چنین است
  6. شمارهٔ ۱۲۴ما گرچه گداییم وفا در خور ما نیست
  7. شمارهٔ ۱۲۵زان در پی یارم که عنانم به کف اوست
  8. شمارهٔ ۱۲۶امروز در لطف به روی همه بازست
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.