پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۲

تا ابد عاشق حسن توام از روز الست

از ازل تا به ابد عشق من و حسن تو هست

اشک همچون می لعل از نظرم چیست روان

شیشه دل اگر از سنگ جفایت بشکست

گر مشرف نکنی گوشه مخمور فراق

گوشه چشم فکن باری از آن نرگس مست

نوشدار وی وصالی بچشان عاشق را

تا نرفتست ز زخم اجلش کار ز دست

هرکه چون شمع گرفت آتش عشق تو درو

تا سرش خاک نشد پیش تو از پا ننشست

دامی از رشته جان ساخته ام زان امید

کافتد از بحر کرم ماهی وصل تو بشست

اهلی از دار فنا سر مکش از پستی طبع

که سرافراز نشد هیچکس از همت پست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۴ما گرچه گداییم وفا در خور ما نیست
  2. شمارهٔ ۱۲۵زان در پی یارم که عنانم به کف اوست
  3. شمارهٔ ۱۲۶امروز در لطف به روی همه بازست
  4. شمارهٔ ۱۲۷جان‌بخشی‌ای که با لب لعل تو ای پری است
  5. شمارهٔ ۱۲۸به عقل در ره عشق تو خانه نتوان ساخت
  6. شمارهٔ ۱۲۹زهی ملاحت و خوبی که با تو محبوب است
  7. شمارهٔ ۱۳۰ای نخل آرزو لب لعلت طبیب کیست
  8. شمارهٔ ۱۳۱گر بدامن گردی از آن رهگذر می بایدت
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.