پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۷

جان‌بخشی‌ای که با لب لعل تو ای پری است

چون چشمه حیات ز پاکیزه گوهری است

خاصیتی که جوهر حسن تو می‌دهد

از خوب سیرتی است نه از خوب منظری است

آن یوسفی که در سر بازار حسن تو

صد آفتاب با رخ چون ماه و مشتری است

ما زهر غم خوریم و تو می با شکر لبان

ما جان دهیم و لعل تو در ذره پروری است

دل آن پری به دست نگاری کجا دهد

نقش نگار در کف او دام دلبری است

کی آدمی به وصل پری راه می برد

دیوانه است هر که طلبکار آن پری است

ای آب خضر ظلمت اهلی ز بخت اوست

ورنی فروغ روی تو خورشید خاوری است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۹زهی ملاحت و خوبی که با تو محبوب است
  2. شمارهٔ ۱۳۰ای نخل آرزو لب لعلت طبیب کیست
  3. شمارهٔ ۱۳۱گر بدامن گردی از آن رهگذر می بایدت
  4. شمارهٔ ۱۳۲آن شاخ گل که رونق سرو و سمن ازوست
  5. شمارهٔ ۱۳۳از نرگس توام نظری ای پسر بس است
  6. شمارهٔ ۱۳۴هر که در عشق بتان بی درد زیست
  7. شمارهٔ ۱۳۵زبخت بد جگرم از جفای اوریش است
  8. شمارهٔ ۱۳۶شاهباز عشق سیری کرد بر بالا و پست
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.