پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۴

هر که در عشق بتان بی درد زیست

در ره دنیا و دین نامرد زیست

هر که واقف از خزان عمر گشت

با سرشک سرخ و روی زرد زیست

کی به کس مجنون شود فردا انیس

او که امروز از دو عالم فرد زیست

چون نسوزد دل؟ چو شمع از آه گرم

کی درین آتش توان دلسرد زیست

ای خوشا وقت سبکروحی که او

چون نسیم صبح عالمگرد زیست

ساقیا می ده که بی جام شراب

کم کسی زین خاکدان بی گرد زیست

از غم اهلی مخور غم ای پری

زانکه او تا زیست غم پرورد زیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۶شاهباز عشق سیری کرد بر بالا و پست
  2. شمارهٔ ۱۳۷آنچه غم تو کرد اگر بازرسم به دیدنت
  3. شمارهٔ ۱۳۸هر کو ندید خواب و نداند که خورد چیست
  4. شمارهٔ ۱۳۹گرچه در غارت جان است دو چشم سیهت
  5. شمارهٔ ۱۴۰تا نمردیم دل از درد تو بهبود نداشت
  6. شمارهٔ ۱۴۱هفتاد سال شد که دل من در آتش است
  7. شمارهٔ ۱۴۲شمع من، هرکس که پیشت جان نسوزد مرد نیست
  8. شمارهٔ ۱۴۳در کوی تو از دست رقیبان گذرم نیست
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.