پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۳

از نرگس توام نظری ای پسر بس است

چشمی به من فکن که مرا یک نظر بس است

گر آب خضر نیست جگر تشنه تو را

پیکان آبدار تواش در جگر بس است

ای آنکه محرمی بر آن شوخ سعی کن

چندانکه نام من ببری اینقدر بس است

دستم نمی رسد که به بر گیرمت ولی

دست خیال تو مرا در کمر بس است

کی وصل گل به مرغ گرفتار می رسد

بویی که میرسد ز نسیم سحر بس است

باشد که ناله یی بکند در دل تو کار

از صد هزار ناله یکی کارگر بس است

گر خاک رهگذار تو اهلی نشد زبخت

اورا به چشم گردی از آن رهگذر بس است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۵زبخت بد جگرم از جفای اوریش است
  2. شمارهٔ ۱۳۶شاهباز عشق سیری کرد بر بالا و پست
  3. شمارهٔ ۱۳۷آنچه غم تو کرد اگر بازرسم به دیدنت
  4. شمارهٔ ۱۳۸هر کو ندید خواب و نداند که خورد چیست
  5. شمارهٔ ۱۳۹گرچه در غارت جان است دو چشم سیهت
  6. شمارهٔ ۱۴۰تا نمردیم دل از درد تو بهبود نداشت
  7. شمارهٔ ۱۴۱هفتاد سال شد که دل من در آتش است
  8. شمارهٔ ۱۴۲شمع من، هرکس که پیشت جان نسوزد مرد نیست
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.