پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۲

آن شاخ گل که رونق سرو و سمن ازوست

صد دل چو لاله غرقه به خون در کفن ازوست

شیرین دهان من چو لب یار می گزد

رشک هزار طوطی شکر شکن ازوست

گفتا که خون من به قیامت از او مخواه

تا روز حشر در دل من این سخن ازوست

آسوده ام چو اهلی از آن یار دلنواز

کاسایش دل صد همچو من ازوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۴هر که در عشق بتان بی درد زیست
  2. شمارهٔ ۱۳۵زبخت بد جگرم از جفای اوریش است
  3. شمارهٔ ۱۳۶شاهباز عشق سیری کرد بر بالا و پست
  4. شمارهٔ ۱۳۷آنچه غم تو کرد اگر بازرسم به دیدنت
  5. شمارهٔ ۱۳۸هر کو ندید خواب و نداند که خورد چیست
  6. شمارهٔ ۱۳۹گرچه در غارت جان است دو چشم سیهت
  7. شمارهٔ ۱۴۰تا نمردیم دل از درد تو بهبود نداشت
  8. شمارهٔ ۱۴۱هفتاد سال شد که دل من در آتش است
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.