پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۵

زبخت بد جگرم از جفای اوریش است

بلای بخت بدم از جفای او بیش است

چه طالع است ندانم چه بخت شور است این

گه گر جهان همه نوش است بخت من نیش است

حریف من نشود هیچ مهربان هرگز

همیشه مونس من دلبری جفا کیش است

اگر چه کوه غمی پیش کوهکن آمد

هزار کوه بلا هر طرف مرا پیش است

ز خط آن لب لعلم جگر بود پاره

فغان که نیش من است آنکه مرهم ریش است

سلامت دو جهان بخش سر بلندان است

ملامت همه عالم نصیب درویش است

اگر به خلق غمی می رسد ز بیگانه

بلا و محنت اهلی همیشه از خویش است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۷آنچه غم تو کرد اگر بازرسم به دیدنت
  2. شمارهٔ ۱۳۸هر کو ندید خواب و نداند که خورد چیست
  3. شمارهٔ ۱۳۹گرچه در غارت جان است دو چشم سیهت
  4. شمارهٔ ۱۴۰تا نمردیم دل از درد تو بهبود نداشت
  5. شمارهٔ ۱۴۱هفتاد سال شد که دل من در آتش است
  6. شمارهٔ ۱۴۲شمع من، هرکس که پیشت جان نسوزد مرد نیست
  7. شمارهٔ ۱۴۳در کوی تو از دست رقیبان گذرم نیست
  8. شمارهٔ ۱۴۴نمود چاک گریبان تنت که نسترن است
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.