پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۳

در کوی تو از دست رقیبان گذرم نیست

ورهم گذرم هست مجال نظرم نیست

گر تیغ رسد بر سرم از عشق ننالم

من عاشق و رندم ز سر خود خبرم نیست

تا مرغ گلستان توام نیست زمانی

کز دست تو صد خار جفا بر جگرم نیست

جان هیچ نیرزد غرضم عرض نیازست

بپذیر نیازم که متاع دگرم نیست

شادم زدهان تو به دشنام چو اهلی

من طوطی محرومم و بخت شکرم نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۵در کوی تو خون دل ما پاک فرو رفت
  2. شمارهٔ ۱۴۶گر شد سر ما خاک ره دوست چه باک است
  3. شمارهٔ ۱۴۷تو گر خرام کنی سرو یا صنوبر چیست
  4. شمارهٔ ۱۴۸عشق جانان راحت جان من بیچاره است
  5. شمارهٔ ۱۴۹گرچه لب تشنه ز غم عاشق دلسوخته است
  6. شمارهٔ ۱۵۰هرجا که بود یار و سرور است
  7. شمارهٔ ۱۵۱ز قامت تو چگویم که فتنها برخاست
  8. شمارهٔ ۱۵۲لاف صاحب نظری از دل هشیار خوش است
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.