پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۰

هرجا که بود یار و سرور است

غایب مشو از وی اگرت میل حضور است

زخم دل ما مرهم صبرست علاجش

وین مرهم زخمی است که با درد صبور است

معراج سعادت طلبی روی سوی عشق آر

کاندر ممر عقل ترقی به مرور است

ساقی همه دم زهر غمی گر رسد از دور

هر کو به تو نزدیک ز غمها همه دور است

صد فتنه شود زنده گر از عشق زنی دم

گویا نفس اهل محبت دم صور است

با گل منشین تا نخوری خار ملامت

گر عشق ضروری است ملامت چه ضرور است

اهلی مکنش سرزنش از سجده آن بت

گر بنده خطا کرد خداوند غفور است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۲لاف صاحب نظری از دل هشیار خوش است
  2. شمارهٔ ۱۵۳مصر شرف از حسن ادب یوسف جان یافت
  3. شمارهٔ ۱۵۴عاشقم بر آن بت و دل خون که از اندیشه است
  4. شمارهٔ ۱۵۵ز بس کز سست پیوندی گهش صلحست و گه جنگ است
  5. شمارهٔ ۱۵۶سوخت صدجان سرو من تا حسن او بالا گرفت
  6. شمارهٔ ۱۵۷ببین که کار من از غم چه سخت افتادست
  7. شمارهٔ ۱۵۸گر زخم عشق بر دل مردم جراحت است
  8. شمارهٔ ۱۵۹آنی که فتنها همه از یک نگاه تست
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.