پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۴

عاشقم بر آن بت و دل خون که از اندیشه است

کز پس هفتاد سالم بت‌پرستی پیشه است

از دل پرخون مستان ای پری غافل مشو

کاین حریفان را به جای باده خون در شیشه است

دوستان، مهر چنین سروی ز دل چون برکنم

کاین نهال فتنه را در جان من صد ریشه است

ساز عشق از خسرو آمد سوز عشق از کوهکن

کوهکن را نغمه عشرت صدای تیشه است

از تو ما را کی بود اندیشه بوس و کنار

فکر پابوس تو ما را غایت اندیشه است

کی رقیب سگ‌صفت جا در سر کویش کند

او چه سگ باشد که اهلی شیر این سربیشه است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۶سوخت صدجان سرو من تا حسن او بالا گرفت
  2. شمارهٔ ۱۵۷ببین که کار من از غم چه سخت افتادست
  3. شمارهٔ ۱۵۸گر زخم عشق بر دل مردم جراحت است
  4. شمارهٔ ۱۵۹آنی که فتنها همه از یک نگاه تست
  5. شمارهٔ ۱۶۰دوستان خواب اجل بی وصل یارم آرزوست
  6. شمارهٔ ۱۶۱تا چند باشد این غم پنهان که با من است
  7. شمارهٔ ۱۶۲مست شد صوفی و جنگش بر سر پیمانه است
  8. شمارهٔ ۱۶۳پیش تو داد من ز جور زمانه است
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.