پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۰

دوستان خواب اجل بی وصل یارم آرزوست

بیقرارم دور ازو یکدم قرارم آرزوست

کار او جور است بامن جان بنومیدی کنم

ورنه چون شد مهربان بوس و کنارم آرزوست

زندگی می بایدم چندانکه میرم پیش او

ورنه دیگر بهر چه کارم آرزوست

اختیار از دست از آن دادم بمستی ای حریف

کامشب از می گریه بی اختیارم آرزوست

حال من اهلی نگر کز درد آن نامهربان

آرزو دارم بمرگ و صد هزارم آرزوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۲مست شد صوفی و جنگش بر سر پیمانه است
  2. شمارهٔ ۱۶۳پیش تو داد من ز جور زمانه است
  3. شمارهٔ ۱۶۴تو گر پروانه‌ای همچون خلیل آتش گلستان است
  4. شمارهٔ ۱۶۵فرهاد را ز شیرین، حرمان ز بخت شور است
  5. شمارهٔ ۱۶۶اگرچه خانه خرابی زباده ای ساقی است
  6. شمارهٔ ۱۶۷نیست در صحرا پی آهو که هر جا رفته است
  7. شمارهٔ ۱۶۸بی سوز محبت نتوان دل به بتان بست
  8. شمارهٔ ۱۶۹کاسه چشم من از شوق گل رخسار دوست
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.