پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۶

اگرچه خانه خرابی زباده ای ساقی است

خراب جام شرابیم تا دمی باقی است

ز شوق روی تو خورشید را اشعه نور

بصد هزار زبان در حدیث مشتاقی است

مرا نیاز درونی ز صدق دل با تست

که زهد ظاهر یاران طریق زراقی است

ببر تو این دل زارم گر آدمی زادی

نه آدمی صفتی در فرشته اخلاقی است

خموش اهلی ازین درس و توبه و تقوی

که بخت ما و تو موقوف صحبت ساقی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۸بی سوز محبت نتوان دل به بتان بست
  2. شمارهٔ ۱۶۹کاسه چشم من از شوق گل رخسار دوست
  3. شمارهٔ ۱۷۰بلبل زسوز زار من آهنگ برگرفت
  4. شمارهٔ ۱۷۱مارا تنی چو صورت دیوار مانده است
  5. شمارهٔ ۱۷۲چراغ عشق من افروخت شمع خلوت دوست
  6. شمارهٔ ۱۷۳گر بسوزد تن زارم بر من خار و خسی است
  7. شمارهٔ ۱۷۴گوهر دل گم شد و وقت فراغ از دست رفت
  8. شمارهٔ ۱۷۵دی از نظر چو سرو و خرامان من گذشت
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.