پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۳

گر بسوزد تن زارم بر من خار و خسی است

غم دل می خورم اما که دلم آن کسی است

بسکه شبها من دیوانه بخود در سخنم

هست همسایه گمانش که مرا همنفسی است

ای اجل جان مرا بخش بدان زلف سیاه

رانکه هر رشته جان بسته دام هوسی است

باغبان، مرغ دل من ننشیند بچمن

بگشا در که چمن بر دل تنگم قفسی است

ای شکر لب زبر خویش مران اهلی را

زانکه هرجا شکری هست بگردش مگسی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۵دی از نظر چو سرو و خرامان من گذشت
  2. شمارهٔ ۱۷۶مجال حلقه صحبت کرابخانه تست؟
  3. شمارهٔ ۱۷۷ما عاشقیم و روی بتان قبله گاه ماست
  4. شمارهٔ ۱۷۸شمع را پیش رخت اشک نیاز اینهمه چیست
  5. شمارهٔ ۱۷۹سگ کوی تو که شب تا بسحر پیش من است
  6. شمارهٔ ۱۸۰کسی زکعبه کوی تو نامراد نرفت
  7. شمارهٔ ۱۸۱منم که حاصل من غیر نامرادی نیست
  8. شمارهٔ ۱۸۲عشق آتش است و در دل دیوانه در گرفت
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.