پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۷

ما عاشقیم و روی بتان قبله گاه ماست

بر جرم عاشقی همه عالم گواه ماست

از شوخی نظر دل ما خون بریخت

هر بد که کرد دیده ما پیش راه ماست

ما برق آه خود بفلک بر کشیده ایم

جرم ستاره سوختگی هم گناه ماست

گر در ره وفا نکنیم استخوان سفید

پس وای بر خجالت روی سیاه ماست

از آفتاب حسن تو شب در جهان نماند

مارا اگر شبی است هم از دود آه ماست

دشمن که قصد کشتن ما آرزو کند

بدخواه حال ما نبود نیکخواه ماست

تاب نظر نیاورد آن گل زناز کی

اهلی نگه مکن که ملول از نگاه ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۹سگ کوی تو که شب تا بسحر پیش من است
  2. شمارهٔ ۱۸۰کسی زکعبه کوی تو نامراد نرفت
  3. شمارهٔ ۱۸۱منم که حاصل من غیر نامرادی نیست
  4. شمارهٔ ۱۸۲عشق آتش است و در دل دیوانه در گرفت
  5. شمارهٔ ۱۸۳هرچند که یوسف بجمال از همه بیش است
  6. شمارهٔ ۱۸۴روی کسی چو صورت آینه سوی تست
  7. شمارهٔ ۱۸۵خندید گل و غنچه شکفت و چمن آراست
  8. شمارهٔ ۱۸۶هر کرا حسنی بود آیینه دار روی اوست
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.