پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۵

خندید گل و غنچه شکفت و چمن آراست

آن غنچه پژمرده که نشکفت دل ماست

با خار غمم خار گل ای مرغ چمن چیست

کاین خار من اندر جگر و خار تو در پاست

از کوی حبیبم سوی گلزار مخوانید

گلزار من آنجاست که دلدار من آنجاست

گلگشت چمن بر دل آزاده بود خوش

مرغان چمن را بگل و سرو چه پرواست

اهلی چو توان در قدم یار سر افکند

فرصت شمر اکنون که سرانجام نه پیداست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۷جور آن بت همه بر جان پریشان من است
  2. شمارهٔ ۱۸۸مجنون عشق را هوس تخت و تاج نیست
  3. شمارهٔ ۱۸۹گرنه بر غم عاشقان کار جهان مشوش است
  4. شمارهٔ ۱۹۰همه دم ز درد عشقت دل زار من حزین است
  5. شمارهٔ ۱۹۱ای پری وش نمک حسن تو رشک ملک است
  6. شمارهٔ ۱۹۲مرا که جان پی قربان شدن بود پیشت
  7. شمارهٔ ۱۹۳ای سرو روان خاک شوم در ته پایت
  8. شمارهٔ ۱۹۴محبوب من چه حاجت گفتن بود که کیست
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.