پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۳

ای سرو روان خاک شوم در ته پایت

جان من و جان همه عالم به فدایت

در خلوت دل شو که چه جای دگران است

بالله که جان هم نتوان دید به جایت

در حشر قیامت بود آن دم که شهیدان

خیزند و سراسیمه درافتند به پایت

گر کشته شوم بهر تو یکبار بکو حیف

تا زنده شوم از نفس روح فزایت

بسیار زند بر سر خود سنگ ندامت

آن کو دل و دین باخت به امید وفایت

جایی که زلیخا نکند ناله ز یوسف

زن بهتر از آن مرد که نالد ز جفایت

اهلی، به گدایی ز تو خرسند شد اما

شاهنشه حسنی چه غم از حال گدایت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۵کور شد از غم رقیب کان پری از بام ماست
  2. شمارهٔ ۱۹۶جز داغ دلم چراغ شب نیست
  3. شمارهٔ ۱۹۷در دل و جان از آن مژه قصد تو راه کردن است
  4. شمارهٔ ۱۹۸دل را نمک از گریه گرم است شکی نیست
  5. شمارهٔ ۱۹۹دل کباب ز خوناب دیده بد نام است
  6. شمارهٔ ۲۰۰هر جا که بنگری رخ او در تجلی است
  7. شمارهٔ ۲۰۱کسی کش بوی آن گل در دماغ است
  8. شمارهٔ ۲۰۲عمرم همه با صوت نی و چنگ بسر رفت
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.