پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۶

جز داغ دلم چراغ شب نیست

وز طالع تیره این عجب نیست

گر با سگت از ادب زنم دم

او عفو کند ولی ادب نیست

تو نخل مرادی اینقدر هست

کامید کس از تو یک رطب نیست

در عالمی ام ز مستی عشق

کآنجا مه و سال و روز و شب نیست

اهلی ره عقلت آن پری زد

دیوانگی تو بی سبب نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۸دل را نمک از گریه گرم است شکی نیست
  2. شمارهٔ ۱۹۹دل کباب ز خوناب دیده بد نام است
  3. شمارهٔ ۲۰۰هر جا که بنگری رخ او در تجلی است
  4. شمارهٔ ۲۰۱کسی کش بوی آن گل در دماغ است
  5. شمارهٔ ۲۰۲عمرم همه با صوت نی و چنگ بسر رفت
  6. شمارهٔ ۲۰۳به زهر چشم دهی جان و دل فرحناک است
  7. شمارهٔ ۲۰۴عیب پری مکن که نهان از تو گشته است
  8. شمارهٔ ۲۰۵چون غنچه صد دل پاره شد لب ناگشودن مشکل است
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.