پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۰

هر جا که بنگری رخ او در تجلی است

مجنون اگر شوی همه آفاق لیلی است

دور از توام بصورت و در معنیم قرین

صورت تفاوتی نکند اصل معنی است

ما را که دل بطرفه غزالی گرفته انس

مجنون صفت گریختن از خلق اولی است

گر سرو با تو لاف زد آزاده اش مخوان

آزاده نیست هر که گرفتار دعوی است

پیش کسی که باده ز دست تو خورده است

زهرست آب خضر اگر از دست عیسی است

مست تو گر ز کار جهان فرد شد چه شد

بخت مجردان تو در کار عقبی است

گر پوست بر کنند ز صورت پرمست

اورا چه غم که زنده دل از مغز معنی است

اهلی حریف مغبچه و جام می کسی است

کورانه فکر دین و نه پروای دنیی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۲عمرم همه با صوت نی و چنگ بسر رفت
  2. شمارهٔ ۲۰۳به زهر چشم دهی جان و دل فرحناک است
  3. شمارهٔ ۲۰۴عیب پری مکن که نهان از تو گشته است
  4. شمارهٔ ۲۰۵چون غنچه صد دل پاره شد لب ناگشودن مشکل است
  5. شمارهٔ ۲۰۶کدورت غم هجرت بیک نگاه برفت
  6. شمارهٔ ۲۰۷از عالم جان آنچه بما فیض رسان است
  7. شمارهٔ ۲۰۸یار اگر میکشدت دل بنه ایدل گله چیست؟
  8. شمارهٔ ۲۰۹گنج قارون بزمین رفت و ملامت باقی است
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.