پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۵

چون غنچه صد دل پاره شد لب ناگشودن مشکل است

با این پریشان خاطری مجموع بودن مشکل است

از غمزه چشم خوشت نتوان که دل باز آور

دل صید شاین چون شود بازش ربودن مشکل است

پیش شهیدان غمت من چون بگویم عاشقم

در زمره اهل هنر خود را ستودن مشکل است

همسایه ام گوید که کس همسایه عاشق مباد

بس کز فغانم خلق را شب‌ها غنودن مشکل است

اهلی، تو در معنی فزا صورت به حال خود بهل

تن کاستن آسان بود جان را فزودن مشکل است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۷از عالم جان آنچه بما فیض رسان است
  2. شمارهٔ ۲۰۸یار اگر میکشدت دل بنه ایدل گله چیست؟
  3. شمارهٔ ۲۰۹گنج قارون بزمین رفت و ملامت باقی است
  4. شمارهٔ ۲۱۰من که چون شمع ز داغ تو صدم روشنی است
  5. شمارهٔ ۲۱۱نوروز من از طلعت چون ماه تو عید است
  6. شمارهٔ ۲۱۲ز گریه دل پر و لب همچو غنچه خندان است
  7. شمارهٔ ۲۱۳گر کوه تحمل کسی از بار ستم نیست
  8. شمارهٔ ۲۱۴سکون خاطر من بی تو سرو قامت نیست
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.