پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۴

عیب پری مکن که نهان از تو گشته است

دیوی که عیب خود بشناسد فرشته است

از باغ بخت سبزه عیشش کجا دمد

عاشق که غیر ملامت نکشته است

گر سر نهم بپای سگت عیب مکن

تا حکم حق چه بر سر مردم نوشته است

ناصح مده ز عشق بتان توبه ام که چرخ

خاک مرا ز عشق نکویان سرشته است

سر رشته امید بدستم کی افکند

چرخ فلک که رشته بختم نرشته است

اهلی اگرچه رخت عدم از درت ببست

دل را بیاد گار در آن کوی هشته است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۶کدورت غم هجرت بیک نگاه برفت
  2. شمارهٔ ۲۰۷از عالم جان آنچه بما فیض رسان است
  3. شمارهٔ ۲۰۸یار اگر میکشدت دل بنه ایدل گله چیست؟
  4. شمارهٔ ۲۰۹گنج قارون بزمین رفت و ملامت باقی است
  5. شمارهٔ ۲۱۰من که چون شمع ز داغ تو صدم روشنی است
  6. شمارهٔ ۲۱۱نوروز من از طلعت چون ماه تو عید است
  7. شمارهٔ ۲۱۲ز گریه دل پر و لب همچو غنچه خندان است
  8. شمارهٔ ۲۱۳گر کوه تحمل کسی از بار ستم نیست
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.