پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۲

عمرم همه با صوت نی و چنگ بسر رفت

وز سیلی عشق آنهمه از گوش بدر رفت

من سوختم از عشق و ترا هیچ خبر نیست

وز ناله من در همه آفاق خبر رفت

این سیل سرشک آخرم از ضعف چنان کرد

کز دیده یکی قطره بصد خون جگر رفت

هش دار که بس مرغ جگر سوخته از آه

افروخت چراغ گل و بر باد سحر رفت

بر گریه اهلی چه زند خنده که مسکین

دیگ دلش از آتش شوق تو بسر رفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۴عیب پری مکن که نهان از تو گشته است
  2. شمارهٔ ۲۰۵چون غنچه صد دل پاره شد لب ناگشودن مشکل است
  3. شمارهٔ ۲۰۶کدورت غم هجرت بیک نگاه برفت
  4. شمارهٔ ۲۰۷از عالم جان آنچه بما فیض رسان است
  5. شمارهٔ ۲۰۸یار اگر میکشدت دل بنه ایدل گله چیست؟
  6. شمارهٔ ۲۰۹گنج قارون بزمین رفت و ملامت باقی است
  7. شمارهٔ ۲۱۰من که چون شمع ز داغ تو صدم روشنی است
  8. شمارهٔ ۲۱۱نوروز من از طلعت چون ماه تو عید است
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.