پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۹

دل کباب ز خوناب دیده بد نام است

بسوختیم و هنوز از تو کار ما خام است

اگر نه مهر تو می ورزد آفتاب چرا

ملازم سر کوی تو صبح تا شام است

بیا و جرعه مستان غم به رغبت نوش

که صاف شیشه افلاک درد این جام است

غرور حسن ببین و نیاز عشق که ما

دعای خیر کنیم و جواب دشنام است

ادب ز کف مده از امتحان عشق بترس

که خاصه بهر همین شیوه عاشقی عام است

کسی که طالب گنج وصال شد اهلی

اگر نه در دهن اژدهاست ناکام است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۱کسی کش بوی آن گل در دماغ است
  2. شمارهٔ ۲۰۲عمرم همه با صوت نی و چنگ بسر رفت
  3. شمارهٔ ۲۰۳به زهر چشم دهی جان و دل فرحناک است
  4. شمارهٔ ۲۰۴عیب پری مکن که نهان از تو گشته است
  5. شمارهٔ ۲۰۵چون غنچه صد دل پاره شد لب ناگشودن مشکل است
  6. شمارهٔ ۲۰۶کدورت غم هجرت بیک نگاه برفت
  7. شمارهٔ ۲۰۷از عالم جان آنچه بما فیض رسان است
  8. شمارهٔ ۲۰۸یار اگر میکشدت دل بنه ایدل گله چیست؟
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.