پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۸

دل را نمک از گریه گرم است شکی نیست

بی چاشنی گریه کبابش نمکی نیست

ای گل ز غم خویش یکی با تو چگوید

درد دل عشاق هزارست یکی نیست

از قصه مجنون که بصد رنگ شنیدی

بیش است غم ما و درین قصه شکی نیست

خوبان دل پاک از دل آلوده شناسد

در قلب شناسی به ازیشان محکی نیست

اهلی سگ خوبان شد و از زهد بری گشت

باری نبود دیو رهی گر ملکی نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۰هر جا که بنگری رخ او در تجلی است
  2. شمارهٔ ۲۰۱کسی کش بوی آن گل در دماغ است
  3. شمارهٔ ۲۰۲عمرم همه با صوت نی و چنگ بسر رفت
  4. شمارهٔ ۲۰۳به زهر چشم دهی جان و دل فرحناک است
  5. شمارهٔ ۲۰۴عیب پری مکن که نهان از تو گشته است
  6. شمارهٔ ۲۰۵چون غنچه صد دل پاره شد لب ناگشودن مشکل است
  7. شمارهٔ ۲۰۶کدورت غم هجرت بیک نگاه برفت
  8. شمارهٔ ۲۰۷از عالم جان آنچه بما فیض رسان است
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.