پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۷

در دل و جان از آن مژه قصد تو راه کردن است

کشت مرا نگاه تو این چه نگاه کردن است

طاعت من همین بود کز تو بقبله بنگرم

زانکه نظر بغیر تو عین گناه کردن است

گرنه بعشق زنده شد عمر حضر چه فایده

بی رخ دوست زندگی عمر تباه کردن است

هست به آه و ناله خوش خاطر دردمند عشق

حاصل درد عشق هم ناله و آه کردن است

چند چو اهلی از غمت مشق جنون کنم به شعر

ترک کنم که بیش ازین نامه سیاه کردن است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۹دل کباب ز خوناب دیده بد نام است
  2. شمارهٔ ۲۰۰هر جا که بنگری رخ او در تجلی است
  3. شمارهٔ ۲۰۱کسی کش بوی آن گل در دماغ است
  4. شمارهٔ ۲۰۲عمرم همه با صوت نی و چنگ بسر رفت
  5. شمارهٔ ۲۰۳به زهر چشم دهی جان و دل فرحناک است
  6. شمارهٔ ۲۰۴عیب پری مکن که نهان از تو گشته است
  7. شمارهٔ ۲۰۵چون غنچه صد دل پاره شد لب ناگشودن مشکل است
  8. شمارهٔ ۲۰۶کدورت غم هجرت بیک نگاه برفت
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.