پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۵

کور شد از غم رقیب کان پری از بام ماست

کوری چشم رقیب روشنی چشم ماست

از همه عالم بود منزل من کوی دوست

منزل ازین خوبتر در همه عالم کجاست

بیهده تا کی زنم دست بسر از غمش

دست من از کار شد نوبت دست دعاست

یار طبیب دل است گر ز جفا سوخت دل

دست چو برهم نهد مرهم داغ جفاست

خاک رهی کش بود نقش قدمهای او

قبله اهل وفا کعبه اهل صفاست

لاله صفت کام ماست داغ جفا از حبیب

چشم و دل بوالهوس بر گل باغ وفاست

کوهکن از هجریار گر کند افغان رواست

کوه بنالد ز هجر، هجر بلای خداست

از آن شاه حسن پادشه وقت شد

ظل همایون دوست سایه فر هماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۷در دل و جان از آن مژه قصد تو راه کردن است
  2. شمارهٔ ۱۹۸دل را نمک از گریه گرم است شکی نیست
  3. شمارهٔ ۱۹۹دل کباب ز خوناب دیده بد نام است
  4. شمارهٔ ۲۰۰هر جا که بنگری رخ او در تجلی است
  5. شمارهٔ ۲۰۱کسی کش بوی آن گل در دماغ است
  6. شمارهٔ ۲۰۲عمرم همه با صوت نی و چنگ بسر رفت
  7. شمارهٔ ۲۰۳به زهر چشم دهی جان و دل فرحناک است
  8. شمارهٔ ۲۰۴عیب پری مکن که نهان از تو گشته است
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.