پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۷

جور آن بت همه بر جان پریشان من است

سخت تر زان دل چون سنگ مگر جان من است

که گزیده‌ست بدندان لب لعلش که بر او

زخم دندان نه به اندازه دندان من است

در غم او همه کس مست و گریبان چاکند

از میان همه دستش به گریبان من است

عاقبت کار حریفان همه سامان بگرفت

آنچه سامان نپذیرد سر و سامان من است

دین عاشق به رضای دل معشوق بود

کفر اگر یار قبولش بود ایمان من است

غافل از حال من امشب مشو ای همسایه

که‌امشبم می‌کُشد آن شمع که مهمان من است

امشب از گرمی مجلس جگر شمع بسوخت

وین نه از شور میْ، از آتش پنهان من است

ابر رحمت به گنه شویی اهلی نرسد

چشم امید بدین دیدهٔ گریان من است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۹گرنه بر غم عاشقان کار جهان مشوش است
  2. شمارهٔ ۱۹۰همه دم ز درد عشقت دل زار من حزین است
  3. شمارهٔ ۱۹۱ای پری وش نمک حسن تو رشک ملک است
  4. شمارهٔ ۱۹۲مرا که جان پی قربان شدن بود پیشت
  5. شمارهٔ ۱۹۳ای سرو روان خاک شوم در ته پایت
  6. شمارهٔ ۱۹۴محبوب من چه حاجت گفتن بود که کیست
  7. شمارهٔ ۱۹۵کور شد از غم رقیب کان پری از بام ماست
  8. شمارهٔ ۱۹۶جز داغ دلم چراغ شب نیست
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.