پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۱

ای پری وش نمک حسن تو رشک ملک است

حسن لیلی صفتان چاشنیی زین نمک است

دهنت نیست یقین، در شکم از وی میان

گر گمانی است درین است در آن خود چه شک است

چون بپوشم غم خود راز تو کان غمزه شوخ

واقف از سر دل اهل نظر یک بیک است

قلب آلوده ما سوختی از سنگدلی

دل سنگین تو در قلب شناسی محک است

به کمانخانه ابروی تو دل هر که سپرد

هدف تیر ملامت ز کمان فلک است

بس معانی ز عدم کلک تو آرد بوجود

اهلی این ادهم کلک تو عجب تیزتک است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۳ای سرو روان خاک شوم در ته پایت
  2. شمارهٔ ۱۹۴محبوب من چه حاجت گفتن بود که کیست
  3. شمارهٔ ۱۹۵کور شد از غم رقیب کان پری از بام ماست
  4. شمارهٔ ۱۹۶جز داغ دلم چراغ شب نیست
  5. شمارهٔ ۱۹۷در دل و جان از آن مژه قصد تو راه کردن است
  6. شمارهٔ ۱۹۸دل را نمک از گریه گرم است شکی نیست
  7. شمارهٔ ۱۹۹دل کباب ز خوناب دیده بد نام است
  8. شمارهٔ ۲۰۰هر جا که بنگری رخ او در تجلی است
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.