پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۰

همه دم ز درد عشقت دل زار من حزین است

همه درد روزیم شد چکنم نصیبم این است

دل و دین گر از سجودت همه شد مرا همین بس

که زخاک راهت ای بت اثریم بر جبین است

به رخ تو شهسوارا نه غبار خط برآمد

که بر آفتاب گردی زغبار مشک چین است

تو که خرمن مرادی کرم از تو زیبد اما

کرمت به سر بلندان ستمت به خوشه چین است

سر کویت ای سهی قد بود از بهشت خوشتر

به بهشت نیست عیشی که درین سرا زمین است

من اگرچه بت پرستم تو مگو نظر بپوشان

رخ خود بپوش ای دل که بلای عقل و دین است

بگشا کمند اهلی به شکار نو غزالی

که سگ رقیب او را همه وقت در کمین است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۲مرا که جان پی قربان شدن بود پیشت
  2. شمارهٔ ۱۹۳ای سرو روان خاک شوم در ته پایت
  3. شمارهٔ ۱۹۴محبوب من چه حاجت گفتن بود که کیست
  4. شمارهٔ ۱۹۵کور شد از غم رقیب کان پری از بام ماست
  5. شمارهٔ ۱۹۶جز داغ دلم چراغ شب نیست
  6. شمارهٔ ۱۹۷در دل و جان از آن مژه قصد تو راه کردن است
  7. شمارهٔ ۱۹۸دل را نمک از گریه گرم است شکی نیست
  8. شمارهٔ ۱۹۹دل کباب ز خوناب دیده بد نام است
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.