پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۹

گرنه بر غم عاشقان کار جهان مشوش است

خار چراست یار گل مرغ چرا در آتش است

داغ درون چو لاله ام هیچ نگه نمیکنی

این نگری که ظاهرم چهره بخون منقش است

جانب کعبه ام مخوان کعبه کجا و من کجا

قبله من که عاشقم روی بتان مهوش است

بر محک وفا زدم روی جهانیان همه

نیست بغیر جام می همنفسی که بی غش است

اهلی،از آن نفس که شد بنده کوی نیکویان

از همه غصه شادمان با همه ناخوشی خوش است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۱ای پری وش نمک حسن تو رشک ملک است
  2. شمارهٔ ۱۹۲مرا که جان پی قربان شدن بود پیشت
  3. شمارهٔ ۱۹۳ای سرو روان خاک شوم در ته پایت
  4. شمارهٔ ۱۹۴محبوب من چه حاجت گفتن بود که کیست
  5. شمارهٔ ۱۹۵کور شد از غم رقیب کان پری از بام ماست
  6. شمارهٔ ۱۹۶جز داغ دلم چراغ شب نیست
  7. شمارهٔ ۱۹۷در دل و جان از آن مژه قصد تو راه کردن است
  8. شمارهٔ ۱۹۸دل را نمک از گریه گرم است شکی نیست
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.