پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۰

کسی زکعبه کوی تو نامراد نرفت

که حلقه بر در این خانه زد؟ که شاد نرفت

به خاک پای تو کز خاک درگهت دل ما

بسنگ تفرقه چون مرغ خانه زاد نرفت

بجان دوست که هرچند مهر ورزیدم

جفا زخاطر این چرخ کج نهاد نرفت

بتخت بخت مکن تکیه گر سلیمانی

کدام تخت که آخر چو گل بباد نرفت

رهین منت پیر مغان بود اهلی

که حق خدمت او هرگزش زیاد نرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۲عشق آتش است و در دل دیوانه در گرفت
  2. شمارهٔ ۱۸۳هرچند که یوسف بجمال از همه بیش است
  3. شمارهٔ ۱۸۴روی کسی چو صورت آینه سوی تست
  4. شمارهٔ ۱۸۵خندید گل و غنچه شکفت و چمن آراست
  5. شمارهٔ ۱۸۶هر کرا حسنی بود آیینه دار روی اوست
  6. شمارهٔ ۱۸۷جور آن بت همه بر جان پریشان من است
  7. شمارهٔ ۱۸۸مجنون عشق را هوس تخت و تاج نیست
  8. شمارهٔ ۱۸۹گرنه بر غم عاشقان کار جهان مشوش است
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.