پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۹

کاسه چشم من از شوق گل رخسار دوست

لاله رنک از خون دل گشت و سیاهی داغ اوست

از دل لیلی چو بیرون نیست مجنون یک نفس

طعنه بر مجنون مزن با خویش اگر در گفتگوست

آرزوی خرمی هرگز نگنجد در دلم

در دل تنگی که من دارم چه جای آرزوست

صد هزاران داغ پنهان است بر جانم زهجر

بی جمالش دود داغی بر تنم هر تار موست

بسکه چون نار مزیده خورده یی خون مرا

غیر مشتی استخوان چیزی ندارم زیر پوست

گه فلک می گردد ای اهلی به کینم گه بمهر

نی بدشمن میتوان اورا گرفتن نی بدوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۱مارا تنی چو صورت دیوار مانده است
  2. شمارهٔ ۱۷۲چراغ عشق من افروخت شمع خلوت دوست
  3. شمارهٔ ۱۷۳گر بسوزد تن زارم بر من خار و خسی است
  4. شمارهٔ ۱۷۴گوهر دل گم شد و وقت فراغ از دست رفت
  5. شمارهٔ ۱۷۵دی از نظر چو سرو و خرامان من گذشت
  6. شمارهٔ ۱۷۶مجال حلقه صحبت کرابخانه تست؟
  7. شمارهٔ ۱۷۷ما عاشقیم و روی بتان قبله گاه ماست
  8. شمارهٔ ۱۷۸شمع را پیش رخت اشک نیاز اینهمه چیست
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.