پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۳

پیش تو داد من ز جور زمانه است

اس شاه حسن عاشقم اینها بهانه است

خوبان اسیر کوی تو ما خود که می شویم

جایی که صد پری سگ این آستانه است

اخلاص ما مگر بکند در دل تو راه

ورنه فسون برای محبت فسانه است

بر باد رفت آن همه عیشی که داشتیم

چیزی که مانده است غم جاودانه است

اهلی، تو عشق خویش نهان نمی کنی ولی

این آه سینه سوز تو بس عاشقانه است

هرچند که ابروی تو جز رهزن دین نیست

محراب دعاییست که در روی زمین نیست

چون شرط وفا کردی اگر جور کنی باز

ما از تو ننالیم ولی شرط چنین نیست

گیرم دگران قصه دردم به تو گویند

صد گونه سخن هست مرا قصه همین نیست

تا گوشه ابروی تو منزلگه دلهاست

کس نیست که چون چشم خوشت گوشه نشین نیست

اهلی بشکن شیشه ناموس و قدح گیر

اندیشه مکن هیچ که فکری به ازین نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۵فرهاد را ز شیرین، حرمان ز بخت شور است
  2. شمارهٔ ۱۶۶اگرچه خانه خرابی زباده ای ساقی است
  3. شمارهٔ ۱۶۷نیست در صحرا پی آهو که هر جا رفته است
  4. شمارهٔ ۱۶۸بی سوز محبت نتوان دل به بتان بست
  5. شمارهٔ ۱۶۹کاسه چشم من از شوق گل رخسار دوست
  6. شمارهٔ ۱۷۰بلبل زسوز زار من آهنگ برگرفت
  7. شمارهٔ ۱۷۱مارا تنی چو صورت دیوار مانده است
  8. شمارهٔ ۱۷۲چراغ عشق من افروخت شمع خلوت دوست
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.