پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۲

مست شد صوفی و جنگش بر سر پیمانه است

خانقه بر هم زد اکنون نوبت میخانه است

ساقیا می ده که جنت مستی و دیوانگی است

دوزخی دارد کسی کو عاقل و فرزانه است

خودپرستان جهان آرایشی دارند و بس

در خرابات است عیش و گنج در ویرانه است

عاشقی این است و جان کندن که من دارم از او

قصه فرهاد و کوه بیستون افسانه است

بر حذر باش ای رقیب از وی که هرکس پیش یار

آشنایی بیش دارد بیشتر بیگانه است

یار نازک‌خوی، و ما مست، و رقیبان تندخو

دم مزن اهلی چه وقت نعره مستانه است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۴تو گر پروانه‌ای همچون خلیل آتش گلستان است
  2. شمارهٔ ۱۶۵فرهاد را ز شیرین، حرمان ز بخت شور است
  3. شمارهٔ ۱۶۶اگرچه خانه خرابی زباده ای ساقی است
  4. شمارهٔ ۱۶۷نیست در صحرا پی آهو که هر جا رفته است
  5. شمارهٔ ۱۶۸بی سوز محبت نتوان دل به بتان بست
  6. شمارهٔ ۱۶۹کاسه چشم من از شوق گل رخسار دوست
  7. شمارهٔ ۱۷۰بلبل زسوز زار من آهنگ برگرفت
  8. شمارهٔ ۱۷۱مارا تنی چو صورت دیوار مانده است
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.