پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۱

تا چند باشد این غم پنهان که با من است

تا کی بلای تن کشد این جان که با من است

آسوده اند جان و دل من که با تواند

در زاری است دیده گریان که با من است

ظاهر نمی کنم غم خود کز علاج خلق

کی به شود جراحت پنهان که با من است

گر آرزوی گنج وصالت کنم مرنج

کین آرزو کند دل ویران که با من است

اهلی اگر چه می شود از دیده یار دور

چون در دل من است همان دان که با من است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۳پیش تو داد من ز جور زمانه است
  2. شمارهٔ ۱۶۴تو گر پروانه‌ای همچون خلیل آتش گلستان است
  3. شمارهٔ ۱۶۵فرهاد را ز شیرین، حرمان ز بخت شور است
  4. شمارهٔ ۱۶۶اگرچه خانه خرابی زباده ای ساقی است
  5. شمارهٔ ۱۶۷نیست در صحرا پی آهو که هر جا رفته است
  6. شمارهٔ ۱۶۸بی سوز محبت نتوان دل به بتان بست
  7. شمارهٔ ۱۶۹کاسه چشم من از شوق گل رخسار دوست
  8. شمارهٔ ۱۷۰بلبل زسوز زار من آهنگ برگرفت
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.