پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۳

مصر شرف از حسن ادب یوسف جان یافت

دولت بعبث جان برادر نتوان یافت

داریم گمانی که ترا هست دهان لیک

کس گنج یقین را نتواند بگمان یافت

آنی که تو داری بصفت راست نیاید

آن مست می تست که کیفیت آن یافت

آن زخم جفا خورد شکاریم که از ما

بی خون جگر کس نتوانست نشان یافت

دشنام ترا قدر دعا گوی تو داند

کز تلخی دشنام تو شیرینی جان یافت

یکدم بوصال تو امانم ندهد هجر

هرگز نتواند کسی از مرگ امان یافت

آیینه اسکندر و جام جم اگر هست

اینست که اهلی ز کف پیر مغان یافت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۵ز بس کز سست پیوندی گهش صلحست و گه جنگ است
  2. شمارهٔ ۱۵۶سوخت صدجان سرو من تا حسن او بالا گرفت
  3. شمارهٔ ۱۵۷ببین که کار من از غم چه سخت افتادست
  4. شمارهٔ ۱۵۸گر زخم عشق بر دل مردم جراحت است
  5. شمارهٔ ۱۵۹آنی که فتنها همه از یک نگاه تست
  6. شمارهٔ ۱۶۰دوستان خواب اجل بی وصل یارم آرزوست
  7. شمارهٔ ۱۶۱تا چند باشد این غم پنهان که با من است
  8. شمارهٔ ۱۶۲مست شد صوفی و جنگش بر سر پیمانه است
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.