پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۲

لاف صاحب نظری از دل هشیار خوش است

چشم بیدار فراوان، دل بیدار خوش است

خوش بود گر رگ جان رشته زنار بود

بزبان چند توان گفت که زنار خوش است

مستی و رقص و طرب شیوه عیاران است

رقص مستان محبت بسردار خوش است

ای اجل رحم کن امروز بوصلم بگذار

که جگر تشنه ام و شربت دیدار خوش است

گلرخان مرهم داغ دل مراغان خودند

آه از آن گل که بآزار من زار خوش است

گر ملول است طبیب از غم بیماری دل

گو تو خوش باش که با غم دل بیمار خوش است

سربلندان جهان با گل این باغ خوشند

دل افتاده اهلی است که با خار خوش است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۴عاشقم بر آن بت و دل خون که از اندیشه است
  2. شمارهٔ ۱۵۵ز بس کز سست پیوندی گهش صلحست و گه جنگ است
  3. شمارهٔ ۱۵۶سوخت صدجان سرو من تا حسن او بالا گرفت
  4. شمارهٔ ۱۵۷ببین که کار من از غم چه سخت افتادست
  5. شمارهٔ ۱۵۸گر زخم عشق بر دل مردم جراحت است
  6. شمارهٔ ۱۵۹آنی که فتنها همه از یک نگاه تست
  7. شمارهٔ ۱۶۰دوستان خواب اجل بی وصل یارم آرزوست
  8. شمارهٔ ۱۶۱تا چند باشد این غم پنهان که با من است
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.