پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۵

در کوی تو خون دل ما پاک فرو رفت

بس خون شهیدان که درین خاک فرو رفت

با خون جگر سرزند از دیده چو مژگان

خاری که مرا در جگر چاک فرو رفت

پیش همه کس زهر بود چاشنی مرگ

در کام من این زهر چو تریاک فرو رفت

شب همچو مه چارده پیدا شدی از بام

وز شرم تو خورشید بر افلاک فرو رفت

اهلی که ره عقل گرفت از ستم عشق

در فکر غلط با همه ادراک فرو رفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۷تو گر خرام کنی سرو یا صنوبر چیست
  2. شمارهٔ ۱۴۸عشق جانان راحت جان من بیچاره است
  3. شمارهٔ ۱۴۹گرچه لب تشنه ز غم عاشق دلسوخته است
  4. شمارهٔ ۱۵۰هرجا که بود یار و سرور است
  5. شمارهٔ ۱۵۱ز قامت تو چگویم که فتنها برخاست
  6. شمارهٔ ۱۵۲لاف صاحب نظری از دل هشیار خوش است
  7. شمارهٔ ۱۵۳مصر شرف از حسن ادب یوسف جان یافت
  8. شمارهٔ ۱۵۴عاشقم بر آن بت و دل خون که از اندیشه است
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.