پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۸

به عقل در ره عشق تو خانه نتوان ساخت

که هرچه عقل بنا کرد عشق ویران ساخت

فرشته بر دل جمع منش حسد بودی

رخت به زلف پریشان مرا پریشان ساخت

بدست فتنه گریبان من از آن شوخست

که اشک لعل مرا تکمه گریبان ساخت

عزیز من به سهی قامتان یوسف رخ

نظر مکن که مرا خوار عشق ایشان ساخت

چو کبک مست مرو غافلانه ره اهلی

که دام حادثه صیاد فتنه پنهان ساخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۰ای نخل آرزو لب لعلت طبیب کیست
  2. شمارهٔ ۱۳۱گر بدامن گردی از آن رهگذر می بایدت
  3. شمارهٔ ۱۳۲آن شاخ گل که رونق سرو و سمن ازوست
  4. شمارهٔ ۱۳۳از نرگس توام نظری ای پسر بس است
  5. شمارهٔ ۱۳۴هر که در عشق بتان بی درد زیست
  6. شمارهٔ ۱۳۵زبخت بد جگرم از جفای اوریش است
  7. شمارهٔ ۱۳۶شاهباز عشق سیری کرد بر بالا و پست
  8. شمارهٔ ۱۳۷آنچه غم تو کرد اگر بازرسم به دیدنت
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.